مقدمه
با ادامه تحولاتی که در ماههای گذشته به وقوع پیوسته است، منطقه خاورمیانه شرایطی را تجربه میکند که در آن سرعت وقوع تحولات طرح هرگونه استراتژی و راه مقابله را برای کشورهایی که هدف تهاجم قرار میگیرند بسیار دشوار مینماید. در این شرایط مناسبترین سیاست حفظ همبستگی و وحدت میان جریانهای سیاسی در داخل است. عراق از جمله کشورهایی است که به دلیل نزدیکی و همجواری با کانونهای بحران در معرض خطرات ناشی از سرایت و سرریزشدن جنگ و درگیریهای منطقه قرار دارد. آنچه به وقوع و شروع درگیری و جنگ در عراق میتواند کمک نماید دامنزدن به اختلافات میان اهلسنت، کردها، و شیعیان و از این طریق فراهم نمودن زمینه برای ازبینبردن زیرساختهای نظامی و امنیتی مرتبط با گروههای مقاومت و ارتش کشور است.
اهمیت و ضرورت حفظ و تقویت همبستگی داخلی در زمان جنگ و بیثباتی
با نگاه به تحولات داخلی عراق و آنچه از بیرون بهوسیله دشمنان به داخل این کشور تزریق میشود، میتوان اشاره نمود که تلاش گستردهای در حال شکلگیری است که هدف آن فراهمکردن زمینه برای کشاندن جنگ به عراق است. بحثهایی که اخیراً برای تعدیل و کاهش نقش گروههای مقاومت در داخل عراق شکلگرفته است از نمودهای این تلاش است. ارائه برداشتی از مقاومت که وجه دردسرآفرین و بیثباتکننده آن برجسته شود در راستای این سیاست است. باتوجهبه این شرایط، برای مقابله با تلاشهایی که میخواهند بین جریانهای داخلی در عراق شکاف بیندازند که در ادامه آن بتوانند به امیال و اهداف خود برسند، جریانهای سیاسی در عراق باید برای مقابله با این تهدیدات بیش از هر زمانی دیگر همبستگی خود را حفظ نمایند.
بدیهی است که در عراق نیز بهمانند هر کشوری در دنیا میان جریانات داخلی اختلافنظر و تعارض منافع وجود دارد، آنچه در اینجا و باتوجهبه وضعیت بهشدت متشنج منطقه اهمیت دارد این است که به قدرتهای خارجی که تلاش میکنند از این اختلافات داخلی مفری برای برهمزدن نظم و ثبات عراق ایجاد کنند، اجازه نقشآفرینی داده نشود. جریانات داخلی عراق باید نسبت به وضعیت و جایگاهی که کشور در شرایط فعلی در آن قرار گرفته است، آگاهی مشترک پیدا کنند و در پاسخ به آن یک استراتژی مناسب برای بهحداقلرساندن هزینهها اتخاذ کنند. سیاستمداران و جامعه عراق در دو دهه گذشته بارهاوبارها طعم آشوب و بیثباتی را چشیده و در وضعیت فعلی باید تمام تجربیات گذشته خود را به کار گیرند تا بتوانند از آشوب و هرجومرج مجدد در کشور جلوگیری کند.
در این وضعیت که خطر جنگ در پشت دروازههای عراق است طرح مشکلات داخلی و متهمکردن جریانات داخلی بهویژه نیروهای نظامی و امنیتی و مقاومت کشور خیانتی نابخشودنی است که برای عراق و آینده آن تباهی به بار میآورد و آب به آسیاب دشمنان کشور میریزد. ارتش و نیروهای مقاومت در داخل کشور باید سطح هماهنگی خود را بالا ببرند و امنیت مرزها را تأمین نمایند. تجربه بشار اسد در سوریه نشان میدهد که ارتش و نیروهای مقاومت در شرایط بحرانی تنها راه حفظ یک کشور از بیثباتی و جنگ داخلی گسترده است. جریانهای داخلی که به دنبال ضربهزدن به مقاومت و ارتش کشور هستند باید تجربه سقوط اسد را پیش چشم خود بیاورند.
آنچه که بر لزوم توجه به همبستگی در میان گروهها و جریانات داخلی عراق میافزاید این است که تحرک گروههای تروریستی در سوریه، همزمان با اعلام آتشبس در لبنان، به اعتقاد برخی ناظران در عراق، با چراغسبز «رژیم صهیونیستی»، «ترکیه» و «آمریکا» بوده است و معتقدند که «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی وقتی در اظهارات خبری خود خطاب به دولت سوریه گفت که «به دمشق هشدار میدهد با آتشبازی نکند» همین عبارت، کلیدواژه شروع آشوبها توسط گروههای تروریستی موجود در ادلب سوریه بود؛ اما اینک دیدگاههایی مطرح میشود که احتمالاً با توسعه ناآرامی در سوریه، هدف نهایی، کشاندن ناآرامیها به داخل عراق باشد.
دو تهدید بالقوه در حال حاضر بهعنوان تهدیدهای جدی برای امنیت عراق مطرحاند که اگر ناآرامیها در سوریه توسعه پیدا کند میتواند اوضاع عراق را نیز تحتتأثیر قرار دهد؛ نخست، وجود منطقه شبه ممنوعهای است که نیروهای آمریکایی موجود در پایگاه «عین الاسد» در غرب الانبار در منطقه موسوم به «وادی حوران» ایجاد کردهاند و دیگری، حضور پرتعداد نیروی کار سوری در طول سالهای اندک اخیر در عراق بهویژه در شهرهای مذهبی این کشور است. وجود منطقه وادی حوران بهعنوان یکی از مناطق مرموز در دل صحرای الانبار که گفته میشود گروههای تروریستی داعش تحت حمایت آمریکا در آنجا مستقر هستند، یک تهدید بالقوه برای عراق قلمداد میشود و میتواند در صورت کشیدهشدن ناآرامیها به «درعا» و «سویدا» در جنوب سوریه، اوضاع داخلی عراق را نیز تحتتأثیر قرار دهد. ملاحظه دیگر این است که درباره تعداد نیروی کار سوری که در سالهای اخیر وارد عراق شدهاند، آمار دقیقی وجود ندارد؛ اما خوشحالی تعدادی از آنها در جریان شهادت «سید حسن نصرالله» دبیرکل فقید حزبالله لبنان و سردادن شعارهای داعشی آنها در برخی شهرهای مذهبی عراق مثل کربلا، زنگ خطر احتمال وجود این نیروی کار بهعنوان هستههای خفته داعش در عراق را به صدا در آورد. همچنین برخی از شخصیتها و فعالان سیاسی اهلسنت عراق بهرغم داشتن ملاحظاتی درباره نظام سیاسی حاکم در عراق، از فریبخوردن مجدد بخشی از اهلسنت این کشور مانند آنچه در ۲۰۱۴ رخ داد و نسبت به آنچه هم اینک در سوریه اتفاق میافتد، هشدار دادند.